پيش از آنکه بوی تو باشم
برگ بودم
انسان نخستین
مرا روی شرمگاه خود گذاشت وُ
از مقابل خدایان رد شد
بعد از آن
چنان بوی شرمگاه گرفتم
كه هزاران سال علف بودم
هزاران سال دندان شکسته ای در دهان ببر
چند سالي است
بعد از آنکه آتشم زدند
گوشهی یک خیابان معروف
بوی زن را میشمارم
و منتظر
که در 1 بعدی
نمک باشم
در زخمهای دیکتاتور
برچسب:
نویسنده: نیکی میرزاپور