پيش از آنکه بوی تو باشم
برگ بودم
انسان نخستین
مرا روی شرمگاه خود گذاشت وُ
از مقابل خدایان رد شد
بعد از آن
چنان بوی شرمگاه گرفتم
كه هزاران سال علف بودم
هزاران سال دندان شکسته ای در دهان ببر
چند سالي است
بعد از آنکه آتشم زدند
گوشهی یک خیابان معروف
بوی زن را میشمارم
و منتظر
که در تبدل بعدی
نمک باشم
در زخمهای دیکتاتور
ما را در سایت سنگ های جهنم ( علیرضا نوری) دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 51